-=♥  قــلـــب  کــــوچــیـک  مــن  ♥=-

عکس هدر

عمه بعد از خیلی وقت من رو دیده بود

خیلی هیجان زده شده بود از اینکه لاغر شدم

خودم اصلا یادم نبود که لاغر شدم

هیجان زده بهم میگفت وای چه کردی و چه خوب شدی و یادم اومد که راستی عمه منو اینطوری ندیده بود

دو سه روز پیش، با پسر عمه و زن و بچه ش اومدن خونمون

یه جور با مزه ای بود

انگار که به اونا گفته بود من لاغر شدم و اونا حالا چیزایی که گفته بود رو می دیدن

انگار که لاغر شدن من چقدر دور از ذهن باشه مثلا

قبلا، اینموقع ها،

به طرز غریبی از اینکه توجه بقیه باعث بشه خوشحالیهام رو از دست بدم

می ترسیدم

ولی الان نترسیدم

خوشحالم واسه تغییراتم

ممکنه اگه از اون چالش های عکس تغییرات ده ساله بذارم، تغییر نکرده باشم

ولی درونی دارم تغییر میکنم

و من عاشق تغییر کردنم

  • chat
  • person زینب
  • schedule سه شنبه هشتم فروردین ۱۴۰۲ ، 23:22

به لعنتی ترین حالت ممکن همش دارم به یه چیزی فکر می‌کنم

به اینکه چقدر از این شغلم متنفرم

ادامه‌ش میدم چون پول میخوام

متنفرم چون آینده‌ای نداره

کار رو یاد بگیرم جای دیگه کار کنم هم فرق نمی‌کنه

همکارم بیست ساله اونجاست و یه عالمه کار بلده ولی شرایط اون هم راضیم نمی‌کنه

اونا همشون احساس خانواده بودن با هم دارن

ولی من احساس میکنم اونجا جایی ه که من رو از خانواده‌م جدا می‌کنه

احساس هایدی رو دارم، وقتی خونه کلارا بود و دلش برای آلپ تنگ می‌شد

در حالیکه الان آلپ من داره از هم می‌پاشه

یعنی اگه حتی بخوام هر چند وقت یه بار به آلپ سر بزنم هم نمی‌تونم

  • chat
  • person زینب
  • schedule چهارشنبه دوم فروردین ۱۴۰۲ ، 16:16

There is nothing that i wouldn't do, to make you feel my love

یه روزی یه استوری گذاشتی و استوریش کردم

خیلی خوشحال شدی

چون بدون اینکه ازم خواسته باشی این کار رو کرده بودم

گفتی جنس بعضی از آدما برای آدم متفاوت میشه

ولی الان هیچی از اون "متفاوت شدنم" باقی نمونده

هیچوقت دلت برام تنگ نشده

با هیچ چیزی یادم نمیفتی

و نهایت تلاشت(که برام خیلی قشنگه) اینه که به جواب دادن به پیامهام، بیشتر اهمیت میدی

انگار که یادت مونده باشه من اذیت میشم

حالا که نقاشیم چشمات رو اشکی کرد چی؟

بازم فرقی نداره، نه؟

بازم من رو یادت میره؟

بازم راه نداره یه روزی یکی از دوستات باشم که توو جمعهای خودمونی باهاشون میری کوه؟

یکی از همینایی که الان باهاشون میری کوه،

هم به تو خوش میگذره هم به اونا،

و من عکست رو که با قشنگ ترین لبخند جهان هستی به دوربین نگاه میکنی لایک میکنم؟

  • chat
  • person زینب
  • schedule سه شنبه یکم فروردین ۱۴۰۲ ، 21:59