-=♥  قــلـــب  کــــوچــیـک  مــن  ♥=-

عکس هدر

چسبندگی به درد

یارو، مشکلهای عمیق و جدی داره،

مطمئنم که دیگه نمیخوام رابطه م رو باهاش ادامه بدم

ولی چشمم به گوشیم ه که ببینم شاید بهم پیام بده بگه دلش برام تنگ شده..

یا این که بعد از یه سال، وقتی که مطمئنم دیگه هیچ حسی بهش ندارم، اومده یه چیزی لایک کرده،

مطمئنم هیچ جایی توو قلبم نداره،

ولی یه ربع دارم به عکسش نگاه میکنم و سعی میکنم بلاکش کنم

یکی دیگه، ریده بهم... واقعیِ واقعی از چشمم افتاده..

دیگه نه خودش، نه زنده و مُرده بودنش، نه هیچ کاریش برام هیچ ارزشی نداره،

ولی وای از روزی که بهم پیام بده برم جایی ببینمش.. با کله میرم

یا این یکی.. ده هزارمین نفری ه که من رو از زندگیش حذف میکنه،

با کارهاش بهم توهین کرد و اعتراض کردم

انگار دست پیش رو گرفته که پس نیفته.. دیگه نه دوسش دارم نه ارزشمنده..

ولی دلم شکست وقتی فهمیدم حذفم کرد

خدایا این چیه آفریدی؟ برو توو ستینگم، یکی از قطعه هام خراب شده به گمونم

  • chat
  • person زینب
  • schedule چهارشنبه ششم تیر ۱۴۰۳ ، 15:0

دردِ تجربه‌های نداشته

شرمین یه متن طولانی نوشته

یه جاش نوشته "خطی خبری بی انصاف!"

و با خوندنش اشکم در اومد

نه که تا حالا عزیز از دست نداده باشم، ولی هیچوقت به این فکر نکرده بودم که کاش خبری میداد

یه چیزایی عمیق تحت تاثیرم قرار میده که هیشکی ندونه فکر میکنه تجربشون کردم و از دردِ اون تجربه ست که گریه میکنم

مثلا یه تیکه از یه آهنگ هست که حتی همین الان هم توو تجربه م نیست

ولی اونموقع (قدیم)، این تیکه رو که شنیدم، اینقدر دلم رفت که رفتم آهنگشو پیدا کردم و دانلود کردم

all around I watch you watch her

like she's the only girl you've ever seen

you don't care you never did

you don't give a damn about me

  • chat
  • person زینب
  • schedule شنبه دوم تیر ۱۴۰۳ ، 12:20