درست مطمئن نیستم، شاید لانتوری بود
باران کوثری، محمدزاده هه رو دوست داشت
اما تا اون آخر فیلم، حتی وقتی محمد زاده هه نجات پیدا کرد،
هیچ مهری از این دختر توو دلش جا نگرفت
این یه واقعیت ه که ما نمیتونیم انتظار داشته باشیم اونی که میخوایم پیش بیاد
یعنی وقتی من اینهمه این عزیز دل رو دوست دارم،
نمیتونم انتظار داشته باشم حتما بفهمه، حتما قدر بدونه، حتما لیاقت داشته باشه
ولی کاش اینموقع ها خدا کمک میکرد و آرزوهام رو توو خواب می دیدم بلکه یه کم آروم شم
شتر در خواب بیند پنبه دانه طوری