اینهمه تندیس تن را بشکنیم
کاش میشد تا بر افلاک رفت
تا خدایی بودن این خاک رفت
شعر بالا از یکی از دوستای دوره راهنماییمه٬ که من فقط همین ۲تا بیتشو حفظم....
عمو رو خیلی دوست داشتم٬ آرزوهای زیادی کردم :
ای کاش میشد عمو زنگ بزنه به یه جایی٬ اشتباهی بیفته روی خط تلفن ما٬ من گوشیو بردارم٬ صدای عمو رو بشنوم و بهش بگم که اشتباه گرفته
ای کاش شماره خود عمو رو از خودش میگرفتم٬ توی گوشیم ذخیره میکردم٬ اونوقت اولین اسم لیست شماره هام میشد عمو پورنگ ( البته به فینگلیش)
کاش استعداد داشتم٬ میرفتم تست میدادم و پیش عمو و امیر کار میکردم
کاش پسر بودم ( البته گاهی اوقات این آرزو رو میکردم٬ ....)
کاش با عمو ندار بودیم٬ دعوتش میکردیم بیاد خونمون
و غیره
الان عمو رو دوست دارم و هر وقت که یادش میفتم اشک توی چشمم حلقه میزنه
من یه خرده بدشانسم واسه همین امتحانام دقیقا از ۱ تیر شروع میشه٬ همون موقع که قراره عمو جون بیاد٬
خیلی دلم تنگ شده
خیلی
خیلی
خیلی زیاد
![]()
![]()
![]()
![]()
